|
زنان جنگ ابتدا به خود و سپس به ديگران اثبات كردند كه زن مسلمان صاحب تواناييهاي بيشماري است كه در صورت تجلّي، معرّف پايگاه و جايگاه زن در اسلام ميباشد.از آنجائي كه تاكنون اين نقش آنچنان كه شايسته و بايسته است تبيين نشده و با پـرهيز از تفكّر تفكيكي نسبت به نقش زنان از مردان در دفاع مقدّس،در اين نوشتار به اين موضوع ميپردازيم.
تأثير حضور زنان در اين دوره را در چند بُعد ميتوان بازشناسي و مطالعه كرد:
1-حضور مستقيم زنان در جبهههاي جنگ به شكل دفاع نظامي و امدادرساني:
با شروع جنگ،تعدادي از زنان و دختران در مناطق مرزي غرب و جنوب كشور اسلحه به دست گرفته و به دفاع پرداختند. در اين زمان مخالفتهايي با حضور زنان در جبههها وجود داشت و هنوز همه افراد قادر به پذيرش حضور آنان نبودند.در ذهن اشخاص،دفاع نظامي امري مردانه بود و زنان حق ورود به اين عرصه را نداشتند.دختران جوان كه دفاع را به عنوان يك انسان،حق طبيعي خود ميدانستند بايد براي اثبات اين حق از سويي با دشمن مبارزه و از سويي ديگر دوستان را قانع ميكردند.
مخالفت بـا حضور مستقيم زنـان در جبهه دلايلي داشت؛يكي از اين دلايل تـرس از اسارت زنان به دست دشمن بود.
«مريم امجدي»از زنان مبارز جنگ،در كتاب پوتينهاي مريم چنين ميگويد: عراقيها تا كوي طالقاني رسيده بودند؛سر كوچه سنگربندي بود؛توي كوچهها دولا دولا ميرفتيم؛هر كس پشت و بالاي سر نفر جلويي رگبار ميبست تا عراقيها نتوانند او را بزنند؛همين طور كوچه به كوچه و سنگر به سنگر ميرفتيم، توي يكي از كوچهها يكي از مسئولين را ديدم تا مرا ديد داد زد:«در اين جا چه ميخواهي؟ براي چه اين جا اومدي؟ برگرد عقب»، گفتم:«براي همون كاري اومدم كه شما اومدين»گفت: «لازم نكرده مگر نميبيني عراقيها تا كجا اومدن» گفتم: «خوب، اومدم بجنگم، اسلحه دارم سرخود كه نيومدم. بـا گروه ابوذر اومدم با همونا هم بر ميگردم.» سراغ بچّههاي گروه ابوذر رفت و سرشان داد زد: «چرا اين خواهرها رو با خودتون آوردين؟ نميترسين اسير بشن؟».
نمونههاي مشابه ديگر مخالفتها با حضور مستقيم زنان در جبهه را در خاطرات زنان رزمنده ميتوان يافت. (2) خانم «مينا كمايي» در كتاب «دختران باغ OPD» خاطرهاي از سيلي محكم برادرش نقل ميكند كه قصد داشت به اجبار او را از شهر جنگي خارج نمايد.
دختران جنگ با شجاعت در جبهه ماندند و جنگيدند تا آنجائي كه اطرافيان دور و نزديك را وادار به پذيرش حضور خود كردند. بسياري از اين دختران و زنان با ادامه و استمرار جنگ به پرستاري و امدادگري مجروحين مشغول شدند؛ آنان در كنار مداواي جراحتها به تقويت و تشجيع روحية رزمندگان پرداختند.
حضور زنان در درمانگاهها و بيمارستانهاي خط و شهرهاي جنگي، عامل مهمي در برانگيختگي رزمندگان بود. ديدن دختران جوان كه به دور از ترس و واهمه از مرگ، معلوليّت و اسارت،در زير بمباران و انفجار توپ و خمپاره به كار امداد مشغول بودند؛ روحية رزمندگان خسته و مجروح را تقويت ميكرد تـا جائي كه زمندگان، خود را در بـرابـر آن همه شجاعت شـرمنده و مديون ميديدند.(3)
در كتاب خاطرات زنان خرمشهري ميخوانيم:
«عراقيها داشتند به پادگان «دژ» نزديك ميشدند. سربازها هم فرار كرده بودند، ما از مسجد جامع داوطلب شديم تا به پادگان «دژ برويم و اسلحههاي پادگان را به مسجد بياوريم؛ دويست متري كه به سمت پادگان ميرفتيم چند تا از سربازها و مردها ما را از وانت پياده كردند و خودشان به پادگان «دژ» رفتند.
2-حضور زنان در پشتيباني و خدمات رساني جنگ:
بسياري از زنان به لحاظ موقعيّت خانوادگي و اجتماعي امكان اعزام به جبهه را نداشتند. آنان كه آرزومند حضور در جبهه و خدمت در صف رزمندگان بودند در شهرهاي خود به شكل خودجوش و مردمي در مساجد و مدارس و حسينيهها فعاليتهاي پشتيباني جنگ را انجام ميدادند.
ارسال بستههاي مواد غذايي از آجيل و شيريني و غيره همراه با نوشتهها و نامههاي زيبا و دلگرم كننده، ارسال لباس و پوشاك و وسايل مورد نياز جبههها، ارسال پيامها از طريق راديو و تلويزيون، فرستادن طومارهاي حمايتي، همه حاصل تلاش زنان در پشت جبهه بود. صحنة كمك يك پيرزن روستايي كه در حال اهداء تنها چند عدد تخم مرغ به جبهه بود، اوج اخلاص و ايثارگري را به نمايش گذاشت.
نكته حائز اهميت در پشتيباني زنان از جبهه تنّوع و گوناگوني خدمات پشتيباني در سالهاي دفـاع مقدس ميباشد. گويي در پس اين حركت، نوعي خلاقيّت و ابتكار زنانه بود كـه هر روز نمودي زيبا و جديد از خود را به نمايش ميگذاشت.
3-زنان عامل استحكام خانواده در هشت سال دفاع مقدس،مشوّقان اصلي مردان در اعزام به جبهه
در سالهاي جنگ با اعزام بسياري از مردان به جبهه عملاً مسئوليّت حفظ خانواده بر عهده زنان گذاشته شد. تأمين مايحتاج ضروري خانواده و حفظ امنيّت و تربيت فرزندان، در گيرودار حوادث جنگ و در آن وضعيت فوقالعاده و غيرعادي، بسيار دشوار و طاقت فرسا بود.
وحشت و اضطراب ناشي از حملات هوايي و موشكباران دشمن، نگراني از حال همسران در جبهه، جوّ ناامن سالهاي ترور، كمبود كالاهاي اساسي و ضروري از جمله مشكلاتي بود كه زنان با آن روبرو بودند.
آنان ضمن مقابله با اين مشكلات، با صبر و بردباري به تقويت روحيه همسران و فرزندان خود پرداخته و با سلام و صلوات در ميان هلهله و اشك و لبخند رزمندگان را به سوي جبههها روانه ميكردند. خاطرة بدرقههاي باشكوه رزمندگان در ميان بوي خوش عطر و گلاب و اسپند كه در نوع خود مانوري اجتماعي و ملّي است؛ از خاطرات ماندگار و فراموش نشدني هشت سال دفاع مقدس ميباشد.
در همين راستا بررسي زندگي خانوادههاي شهدا بالاخص خانوادههاي چند شهيدي، روايت ايثار و فداكاري زناني است كه هر چند خود در جبهه حضور مستقيم نداشتند؛ اما جوانان خود را به گونهاي تربيت كردند كه آنان با انگيزه و آماده به جبههها رفته و ميجنگيدند.
درك عظمت و بزرگي نقش اين زنان در حمايت از جبههها و پيروزي رزمندگان كار سادهاي نيست.
انديشه و ايمان مـادران شهيد در تكليف گرايي و آرمان خواهي، آنان را بـه سويي ميبرد كه حاضر به از خود گذشتگي شدند و در مقابل مهر مادري و خواستههاي دروني خود ايستادند و براي نجات كشور اصليترين سرمايه زندگي خود را هديه كردند.
زندگي سرداران و فرماندهان شهيد و رزمندگان غيور هم سرشار از ايثار و از خودگذشتگي همسران جواني است كه آسايش و امنيّت ملّي را بر خانه و خانواده خود ترجيح دادند. آنان از آغاز زندگي مشترك همواره در حسرت ديدار همسران خود روزشماري ميكردند. لحظات خـود را بـا ترس و اضطراب از دست دادن همسران جوان ميگذراندند؛ اما هيچگاه جملة نامبارك «به جبهه نرو» را بـر زبان نميآوردند. با وجود همة ناملايمات با چهرهاي گشاده و دستاني مهربان همسران خود را به سوي جبهه روانه ميكردند و مشكلات به جا مانده را به تنهايي بر دوش ميكشيدند.
همسر سردار شهيد «همّت» چنين نقل ميكند:«زمستان بود كه حاجي براي عملياتي به جنوب رفت، من سخت مريض بودم، دلم آرام نميگرفت، به نيت اينكه او سالم برگردد سه روز روزه گرفتم.»
همسر شهيد«دقايقي» دربـارة زندگيش چنين ميگويد: «كـم خانه آمدنش را هيچ به حساب بيتوجهياش بـه زن و بچهاش نميگذاشتم. بيانصافي ميدانستم كه بگويم در زندگي كم ميگذارد. او در كنار من بود تا خوب زندگي كردن را به من ياد بدهد. با او اين احساس را داشتم كه براي هدفي شريف زندگي ميكنم.»
همسران رزمندگان،با قناعت و ساده زيستي و همراهي و همدلي با همسرانشان آنان را براي نبرد آماده ميكردند و در ثواب جهاد آنان سهم به سزايي داشتند.
موضوع نقش و حضور زنان در دفاع مقدس داراي ابعاد متفاوتي است كه تاكنون به اندكي از آن پرداخته شده است و همين اندك نيز با تأخيري چند ساله پس از جنگ مورد بررسي قرار گرفت. اگر زنان نقش آفرين مهر سكوت را پس از سالها نميشكستند امروز تنها شاهد روايت مردانه از جنگ بوديم.اما بايد دانست كه آنچه گفته شد در برابر آنچه انجام شده قطرهاي از درياست.بايد گذشت زمان را احساس كرد و فرصتها را مغتنم شمرد و بيش از گذشته به بررسي و تحليل ابعاد و زواياي اين حركت ديني ملّي و تاريخي پرداخت. |