خبر دفاع مقدسمهمان ویژهدفتر یارانتصویر عشقبرگی از شقایقدر پرتوی رهبریدر مکتب روح اللهکلام نورکلام ماندگارمشهد الشهداءیاد ایامصفحه اول
   
 

 

دوشنبه ۱۵ شهريور
سایر عناوین خبری امروز

قتل دلخراش فرزند و عروس فرمانده جنگ‎های نامنظم دفاع مقدس

زندگينامه شهيد ابراهيم اميرعباسي در برنامه «باستاره‌ها»

يادواره سرداران شهيد همدان در دانشگاه بوعلي برگزار مي‌شود

برگزاري يادواره شهداي دانشجو شهرستان مهريز

انتشار كتاب‌هاي دفاع‌مقدس، نبايد در انحصار ناشران دولتي باشد

مجموعه شعر دفاع مقدس «پابرهنه تا ماه» فردا بررسي مي‌شود

کارگاه نمایشنامه نویسی دفاع مقدس در خرم آباد برگزار شد

سينماي دفاع مقدس، شناسنامه ملي سينماي ايران است

شهادت جانباز شيميايي ؛راميان

شهادت جانباز جنگ تحميلي در آمل

يادواره شهيد فهميده و شهداي دانش آموز شهرستان اراك برگزار شد

انتشار 113 عنوان كتاب انقلاب و دفاع‌مقدس در 2 ماه گذشته

مسابقه وبلاگ نویسی دفاع مقدس در کشور برگزار می شود

ساخت بزرگترين مجموعه تلويزيوني دفاع مقدس استان زنجان

درس آشنايي با دفاع مقدس در 5 دانشگاه دولتي كشور ارائه شده

ارسال شده در تاریخ : 1387/08/25 ساعت: 16:30

درباره کتاب دا؛گزارشی بی نظیر از دفاع

سیده زهرا حسینی یک کرد ایرانی است که پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی می‌کردند و او در سال ١٣٤٢ در آنجا به دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت و پدرش در خرمشهر ساکن شد و پس از مدت‌ها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. حسینی پس از کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. او فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود

دا، در گویش کردی به معنی مادر است و زهرا حسینی با انتخاب این عنوان خواسته رنج، اندوه، تلاش و مقاومت مادران ایرانی را یادآور شود.سیده زهرا حسینی یک کرد ایرانی است که پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی می‌کردند و او در سال ١٣٤٢ در آنجا به دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت و پدرش در خرمشهر ساکن شد و پس از مدت‌ها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. حسینی پس از کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. او فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود.

به گزارش سایت سبکبالان به نقل از حیات ، خانواده او، به ویژه پدرش سخت پای‌بند مذهب بود و او با چنان اعتقاداتی پرورش یافت و همراه برادر بزرگترش، علی، در فعالیت دوران انقلاب و پس از آن شرکت کرد. با آغاز جنگ، زهرا حسینی که در آن هنگام دختری هفده ساله بود،‌ خود را در وسط ماجرا یافت. همین که اعلام کردند جسد شهدا در گورستان روی زمین مانده است، به یاری غسالان شتافت و با شهامت و مقاومت روحی کم‌نظیری در کار غسل و کفن و دفن شرکت کرد. به کارکنان گورستان غذا رساند، مردم را برای این کار بسیج کرد، امدادگری آموخت و در هر کاری که پیش می‌آمد، از امدادگری، زخم‌بندی، حمل مجروحان، تعمیر و آماده‌سازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. تنها هدفش این بود که مفید باشد و به مردم خدمتی بکند. پدر و برادرش در جنگ خرمشهر شهید شدند و او با دست خود آنان را در گور نهاد. خواهر کوچک‌ترش را در کارها شرکت داد. در جریان دفاع از خرمشهر مجروح شد و ترکشی در نخاع او جای گرفت که پس از آن همیشه با اوست و ناگزیر از تحمل عوارض آن است.

با این حال، او از پای ننشست و پیوسته کوشید تا در خدمت جبهه و جنگ یا مردم جنگ‌زده باشد.

گزارش حسینی از جنگ بی‌نظیر است، و به هیچ یک از کتاب‌های متعددی که ایرانیان و خارجیان درباره جنگ نوشته‌اند، شباهتی ندارد. خواننده ممکن است با اعتقادات حسینی مخالف باشد و حتی او را دختری عامی بداند که طوطی‌وار چیزهایی را باور کرده است و تکرار می‌کند. ولی باید ابله یا مغرض باشد که درباره گزارش او از وقایع تردید کند. این گزارش حقیقی و دست اول از سبعیت از یک طرف و مظلومیت و بی‌پناهی از طرف دیگر است. در آن، چنان صحنه‌هایی از ایثار و شور ایمان به چشم می‌خورد که قلب را می‌لرزاند.

انسان از خواندن این کتاب و اندیشیدن به کسانی که گزارش کارهایشان در آن آمده است ـ انسان‌های معمولی، کم‌سواد یا بی‌سواد، دارا یا ندار اما بی‌ادعا، با‌ایمان و پاکباز ـ به راز ماندگاری ایران پی می‌برد.

بیایید مردم خود را بشناسیم. فرهنگمان، تاریخمان و باورهایمان را بشناسیم. نه از بیرون، که از درون تحقیق و پژوهش را آغاز کنیم، به این بیندیشیم که اگر زهرا حسینی‌ها امکان درس خواندن داشتند، امکان آموزش داشتند، با چنین استعداد و قابلیتی که دارند چه کارها که نمی‌کردند؟ به این بیندیشیم که امروز کودکان ما، مردان و زنان فردایمان، چگونه آموزش می‌بینند و این آموزش چقدر کارآمد است و چقدر به ساختن جامعه فردا کمک می‌کند؟ رسانه‌های ما در رساندن پیام‌های درست و کارآمد چقدر موفق‌اند؟ آیا در سال‌های اخیر در القای عشق به همنوع، عشق به میهن، احساس همدردی و وظیفه‌شناسی موفق بوده‌ایم؟

آیا امروز پس از سی سال تجربه، وقت آن نرسیده است که به جای پیشگیری از ابراز چیزهای ناخوشایند، برای مقابله با‌ آن‌ها به فکر ایجاد و ارایه چیزهای خوشایند باشیم؟ باید بدانیم پیام‌رسانی یک فن و یک هنر است که باید آن را شناخت و آموخت. پیام، هر قدر هم خوب و انسانی، اگر درست ارایه نشود، بی‌اثر و سعی باطل است. در حالی که ما چنین مواد و مصالحی ـ همچون سرگذشت سیده زهرا حسینی را داریم، چه پیام‌ها که نمی‌توان به گوش بشریت رساند.

بسیار سعی کردم تا قطعه‌هایی از کتاب را برای نمونه انتخاب کنم، ولی حوادث آن‌چنان تکان‌دهنده و به هم بافته است که چنین کاری را بی‌حاصل یافتم و تنها چاره را در دعوت خواننده به مطالعه کتاب دانستم.

امیدوارم پیشداوری‌ها را فراموش کرده و با ذهن باز این کتاب را بخوانیم و درباره‌ انگیزه قهرمان آن درست و هشیارانه بیندیشیم.

 

 
نسخه چاپی | این صفحه را برای دوست خود بفرستید
 

  نظرات کاربران

دوست خوب

- چرا نامي از مولف (سيده اعظم حسيني) نبرديد.

بهروز

- این کتاب واقعا در من اثر مثبتی گذاشت، باید دست سیده زهرا حسینی رو بوسید. خدا ان شاء الله شهید از این دنیا ببردش همچنین ما رو اگه قابل باشیم

sara

- رمان دا یکی از زیباترین رمان هایی است که خوندم واقعا تصویر سازی کتاب بی نظیر است من هر شب خواب شخصیتها رو میدیدم

علی

- کاش فایل دانلود کتاب هم آخر متن میبود

نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:

 
صفحه اول  
ورود خبرنگاران افتخاری  
خبرنگار افتخاری سبکبالان باشید  

آرشیو

گفت و گو

شاعري که جنگ را عاشقانه مي‌سُراید

نبرد كركوك به روايت فرمانده عمليات «نيروى قدس»

جنگ سيم ارتباطي امام با تك‌تك مسلمانان دنيا بود

شهید سید مجتبی هاشمی به روایت معصومه رامهرمزی

اشکتان را نبینم

دلم مي‌خواد كبوتر بام حسين بشم من

عمليات مرصاد به روايت سردار سليم‌آبادي

آرشیو

گزارش

بازخوانی رمان های دفاع مقدس

درباره کتاب دا؛گزارشی بی نظیر از دفاع

تاكتيك‌هاي رزمندگان اسلام در عمليات مرصاد و نقش هوانيروز ارتش

اعتراف جهان به جنايات صدام و پيروزي سياسي ايران

واكاوي جنگ،عمليات بيت‌المقدس دو

روز شمار هفته اول جنگ

گزارش كامل نخستين همايش نقش اطلاعات عمليات در دفاع‌مقدس

گزارشی از مركز فرهنگي دفاع مقدس كرمانشاه

لشکر 27 محمد رسول الله (ص)، نقش اساسی و عملکردها

شجاعت‌هاي زنان ايران دوست و دشمن را متحيّر كرد