|
سال گذشته در همايش بزرگداشت شهيد دكتر مصطفى چمران در حالى كه با برادر آن شهيد، نصرالله چمران در حال صحبت بودم توفيقى حاصل شد تا با دكتر محمد على مهتدى كارشناس و صاحب نظر مسايل سياسى آشنا شوم
همانجا وقتى صحبت از دكتر و مبارزاتش به ميان آمد دكتر مهتدى پيرامون مبارزات و فعاليت هاى دكتر چمران در لبنان اطلاعات ذى قيمتى ارايه كرد لذا همان وقت شماره اى از دكتر گرفتم و بالاخره امسال توفيق قرين راه شد تا گفت و گويى با ايشان درباره مقطع حضور دكتر چمران درلبنان انجام بدهم، ماحصل اين گفت وگو را در پى مى خوانيد.
جناب دكتر آشنايى شما با شهيد چمران به چه سالى برمى گردد؟
آشنايى من با آن شهيد بزرگوار به اوايل دهه ۷۰ ميلادى ( ۵۴-۱۳۵۳ هـ - ش) و يا قبل از آن برمى گردد.
در دوران خدمت سربازى با برادرشان حسين چمران هم خدمت بودم و از برادرش مصطفى بسيار تعريف مى كرد و من در حالى كه او را نديده بودم علاقه مند شدم. البته در همان ايام فعاليت هاى امام موسى صدر را هم در لبنان دنبال مى كردم. در سال ۵۳ بود كه به لبنان رفتم و توانستم در بيمارستان الزهرا (س) كه متعلق به شيعيان بود از طريق واسطه اى دكتر را پيدا كنم.
اين بيمارستان متعلق به كجا بود و چگونه اداره مى شد؟
بيمارستان الزهرا متعلق به مجلس اعلاى شيعيان بود و از طريق كمك هاى متمولين شيعه اداره مى شد.
دكتر گاه گاهى به آنجا سرمى زد اما فعاليت هاى شهيد چمران بيشتر در جنوب لبنان بقاع و بعلبك بود. او در آنجا در زمينه تربيت كادرهاى عقيدتى و همچنين مديريت مجتمع بزرگ صنعتى در شهر صور به نام مجتمع جبل العامل كه يك مدرسه شبانه روزى بود به جوانان شيعه و بيشتر به جوانان بى بضاعت و يتيم آموزش هاى فنى و حرفه اى و صنعتى داده مى شد، البته آموزش ها جنبه عقيدتى و دينى هم داشت. هدف اين بود تا آنها وارد بازار كار شوند، اين اقدام در جهت كمك به گسترش تعهد دينى در بين جوانان و مبارزه با فقر و تنگدستى كه دامنگير جامعه تشيع و به خصوص نسل جوان بود اجرا مى شد.
چرا دكتر حضور در امريكا را با آن راحتى و ناز نعمت رها كرد و به لبنان رفت؟
شهيد چمران در امريكا در دانشگاه بركلى دكتراى فيزيك پلاسما خوانده و دكترا گرفته بود و بسيارى از شركت ها و موسسات بزرگ در امريكا مايل بودند او را استخدام كنند اما به خاطر روحيه انقلابى حاضر به انتخاب زندگى پرناز و نعمت درامريكا نشد و براى برنامه ريزى در جهت ايجاد مقاومت در داخل ايران، و قبل از لبنان به مصر رفت؛ البته از طريق سفارت مصر در سوييس با دولت جمال عبدالناصر ارتباطى برقرار كرد. در آن زمان ناصريسم در جهان غرب در اوج خود بود. عبدالناصر به عنوان شخصيتى ضد صهيونيسم و امپرياليسم محبوبيت خاصى داشت، در كل منطقه، تماس هايى با دولت مصر برقرار شد و قرار شد جوانان ايرانى مقيم خارج را آموزش چريكى بدهند لذا دكتر چمران به مصر رفت و حدود ۲ سال و بيشتر در مصر بود و ترتيبى داده بودند كه نه تنها خودش فنون جنگ هاى چريكى را فرا گرفت بلكه تعداد زيادى از جوانان ايرانى ومسلمان را هم آموزش چريكى داد.
او برنامه خاصى براى مقاومت در ايران و سرنگونى شاه داشت، به ويژه استفاده از ايل قشقايى در فارس و آزادسازى آن قسمت از كشور وگسترش دادن به ساير جاها و در واقع ايجاد يك انقلاب از جمله ايده هاى او بود. بعدها ساواك متوجه شده بود و عواملى را وارد اين آموزش ها كرده بود و درست زمانى كه دكتر چمران تصور مى كرد همه چيز براى اين نقشه آماده است،مرحوم بازرگان از داخل ايران اطلاع داد كه اين طرح لو رفته و اگر به ايران بياييد بازداشت مى شويد، لذا چمران به ايران نيامد و لبنان را انتخاب كرد و در دستگاه و تشكيلات امام موسى صدر به تربيت كادر پرداخت. در آن زمان ارتش صهيونيستى مرتباً به جنوب لبنان تجاوز مى كرد و كسى نبود كه در مقابل اين تجاوزها بايستد. در اين موقعيت بود كه شهيد چمران با تربيت كادر و نيروهاى چريك در مقابل اسراييلى ها مقاومت كرد.
دكتر چند سال در لبنان حضور داشت و چه نقش هايى را در كنار امام موسى صدر ايفا مى كرد؟
شهيد چمران حدود ۹ سال يعنى طى سال هاى ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۹ كه انقلاب اسلامى پيروز شد در لبنان و در كنار امام موسى صدر به فعاليت پرداخت. اما موسى صدر با توصيه مرحوم آيت الله بروجردى به لبنان اعزام شده بود و برطبق وصيت آيت الله سيد عبدالحسين شرف الدين براى مرجعيت و رهبرى شيعيان به لبنان رفته بودند.
شيعيان لبنان در آن سال ها دچار چه وضعيتى بودند و دكتر چمران در آنجا چه فعاليت هايى داشت؟
در آن سال ها فقر و محروميت در جامعه تشيع بيداد مى كرد. ارتش اسراييل مكرر به جنوب لبنان تجاوز مى كرد. همچنين احزاب چپ و سازمان ها مدعى مقاومت فعاليت هاى زيادى درجنوب لبنان داشتند. دولت لبنان هم هيچ اقدامى در حمايت از مردم مظلوم خطه جنوب انجام نمى داد و عملاً دولت در مناطق شيعه نشين حضور نداشت. همچنين هيچ طرح خدماتى و توسعه اى در اين مناطق اجرا نمى شد و وضع جامعه شيعه بسيار فلاكت بار بود. از ديگر سو عدم آشنايى جوانان باتعاليم دينى و مذهبى و فقر باعث مى شد بسيارى از جوانان يا به خارج مهاجرت كنند يا براى امرار معاش وارد احزاب دست چپى شوند.
اين وضعيت ماموريت بسيار سختى را براى امام موسى صدر و چمران رقم مى زد. اين ماموريت ها در چند محور شامل آموزش هاى دينى به دختران و پسران، مبارزه با فساد داخلى، مبارزه با دولت لبنان كه به جامعه شيعه به طور تبعيض آميز نگاه مى كرد تقسيم مى شد. در اين ايام از طريق تظاهرات و فشار سياسى مبارزه با اسراييل كه مرتب به جنوب لبنان تجاوز مى كرد آغاز شد. در اين ايام مهم ترين كارى كه شد ايجاد تشكيلات بود امام موسى صدر و چمران متوجه شدند قبل از هر چيز جامعه شيعه مثل ساير جوامع مسيحى بايد سازماندهى شود لذا امام موسى صدر به سازماندهى شيعيان پرداخت و با كمك دكتر چمران سعى كرد تشكيلاتى در جامعه تشيع به وجود آورد. اين تشكيلات از جنبه هاى سياسى، دينى و خدماتى و آموزشى برخوردار بود و همه زمينه ها را شامل مى شد. در راس اين تشكيلات مجلس اعلاى شيعيان لبنان بود كه امام موسى صدر موسس آن بود. در ابتدا با مخالفت هاى زيادى روبه رو شد اما قانون آن را از پارلمان لبنان گذرانيد. اين مجلس مثل چترى سياسى دينى روى جامعه شيعه لبنان عمل مى كرد. در كنار آن موسسات آموزشى، خدماتى، درمانگاه ها و موسسات كمك به ايتام و خانواده شهدا، تشكل هاى كارى در زمينه هاى مختلف و تقويت كادر و مبارزه مسلحانه با اسراييل شكل گرفت. از سال ۱۹۷۵ كه جنگ داخلى در لبنان آغاز شد،ماموريت دكتر چمران وامام موسى صدر سخت تر شد چرا كه خطوط تماس اغلب در مناطق شيعه نشين بود. امام موسى صدر با اين جنگ به شدت مخالف بود و معتقد بود كه به نفع اسراييل تمام مى شود لذا با اين جنگ به روش هاى مختلف حتى با اعتصاب غذا و فشار سياسى بر احزاب چپ و راست تلاش در خاموشى آن داشت. حتى كشانده شدن فلسطينى ها را به اين ماجرا خطرناك مى دانست اين مسايل موجب شده بود شهيد چمران و امام موسى صدر تلاش شبانه روزى داشته باشند.
در اين ايام دكتر دقيقاً چه مسووليت هايى داشت؟
شهيد چمران در اين زمان مسووليت هايى از قبيل: مديريت موسسه صنعتى جبل العامل، حضور و فعاليت در جنبش محرومين امام موسى صدر را برعهده داشت.
همچنين اجبار اً لازم شد تشكيلاتى نظامى ايجاد شود كه نام جنبش امل (امواج مقاومت لبنان) را به خود گرفت.
دكتر مسووليت تشكيلاتى اين جنبش را برعهده داشت. او بايستى جوانان داوطلب را انتخاب و به آنان آموزش هاى عقيدتى، سياسى، نظامى و اخلاقى مى داد. بخش اعظم اين كارها برعهده او بود به اضافه اين كه دكتر مشاور امام موسى صدر هم بود و غالب ماموريت هاى سخت به ايشان محول مى شد.
آقاى مهتدى عكس معروفى در ميان تصاوير باقى مانده از شهيد چمران هست كه او به تنهايى در ميان جمعى از جوانان لبنانى روى زمين نشسته و با نگاهى عميق و ژرف به بيكرانه ها چشم دوخته است در حالى كه آن جوانان در خواب عميقى فرو رفته اند. آن نگاه چه پيامى دارد؟
آن عكس مربوط به سالن زيرزمين موسسه صنعتى جبل العامل در شرق شهر صور است اين عكس در يكى از حملات اسراييلى ها به جنوب لبنان كه منطقه را به شدت بمباران كردند گرفته شده است. در اين عكس دكتر تمام شاگردان را به پناهگاه موسسه منتقل كرده و بچه ها در حال استراحتند در حالى كه دكتر بيدار و به مشكلات و آينده جوانان فكر مى كند.
آشنايى شما با دكتر چگونه تداوم يافت؟
من در همان زمان در جريان فعاليت ها و ماموريت ها و برنامه هاى ايشان بودم و ملاقات هايى را با ايشان داشتم و براى ديدن ايشان به جنوب لبنان و شهر صور و نبطيه مى رفتم و دكتر هم هر وقت به بيروت مى آمد معمولاً نيمه هاى شب به سراغ من مى آمد و بعد از نماز صبح مى رفت.
شما آن زمان چه فعاليتى در لبنان داشتيد؟
من مدتى خبرنگار راديو و تلويزيون درلبنان بودم، مدتى هم در قاهره براى فراگيرى قرائت قرآن نزد شيخ مصطفى اسماعيل آموزش مى ديدم. اواخر هم خبرنگار واحد مركزى خبر در دفتر بيروت بودم.
ارتباط تان با دكتر چمران چگونه ادامه يافت؟
با ايشان بودم و غالب ديدارهاى ما شب ها صورت مى گرفت. بحث هاى زيادى داشتيم و به جاهاى مختلف سرمى زديم، خيلى جاها درزمينه فيلم و عكس به من كمك مى كرد. از نظر ارتباطات هم زمانى كه امام در فرانسه بود و يا در نجف اشرف، ارتباطات با ما بود.
با امام خمينى چگونه ارتباط داشتيد؟
تا زمانى كه امام راحل در نجف بود ارتباطمان با آنجا بود. زمانى كه به پاريس رفتند اين ارتباط برقرار بود. شهيد چمران چند بار به پاريس رفتند ارتباط ما از طريق مرحوم حاج احمد آقا بود و امام در جريان تمام فعاليت ها بود، به خصوص آنكه ۶ ماه قبل از انقلاب امام موسى صدر در ليبى ربوده شده بود و امام از طريق شهيد چمران اين موضوع را دنبال مى كردند.
دكتر چمران در زمينه شكل گيرى انقلاب اسلامى چه نقشى را ايفا كردند؟
دكتر برنامه ريزى كرده بود كه در شرايطى كه مردم به شكل ميليونى تظاهرات در شهرهاى بزرگ تهران و تبريز، اصفهان و ... برگزار مى كنند حدود ۵۰۰ نفر از شاگردان آموزش ديده خودش را با كمك دولت سوريه وارد فرودگاه مهرآباد كند و بعد از تصرف فرودگاه از طريق ارتباط با كميته هاى مردمى اين طرح را گسترش دهد و بقيه جاهاى حساس كشور را هم تصرف كند. در آخرين روزهايى كه دكتر چمران مشغول تجهيز گروه بود ناگهان خبر رسيد كه رژيم شاه سرنگون شد و پادگان ها به تصرف مردم درآمده است، لذا ديگر نيازى به اجراى اين طرح نبود. يكى دو روز بعد از پيروزى انقلاب اسلامى مهندس بازرگان تماس گرفت و از دكتر چمران خواست به ايران بيايد. ما به همراه حدود ۹۰ نفر از شخصيت هاى دينى، مذهبى و سياسى شيعه لبنان همراه با دكتر چمران دو سه روز بعد از پيروزى انقلاب به تهران آمديم. در آن هيات مرحوم شيح محمد شمس الدين نايب رييس مجلس شيعيان، شيخ عبدالامير قبلان نايب رييس كنونى مجلس شيعيان، حسين حسينى كه بعدها رييس پارلمان شد و الان نماينده پارلمان است، نبيه برى، رييس كنونى پارلمان لبنان به ايران آمدند و خدمت امام راحل رسيدند. موقع برگشت مصّر بودند كه شهيد چمران را به لبنان برگردانند كه امام نپذيرفتند و اولين پستى كه به ايشان دادند معاون نخست وزيرى در امور انقلاب بود.
ايده جنگ هاى چريكى و نامنظم دكتر بر چه مبانى و تئورى هايى استوار بود؟
ايشان در كنار تاكتيك هاى نظامى معتقد به جنگ هاى چريكى بود و لذا ده ها نفر از شاگردانش را در عرصه هاى جنگ هاى چريكى لبنان براى آموزش چريك هاى ايرانى به ايران آورد، حتى بعضى هايشان در جنگ تحميلى شركت كردند، تعدادى شان هم شهيد شدند مثل شهيد على عباس، شهيد موسى و ... كه در همان قطعه شهدا در كنار شهيد چمران مدفون هستند.
مختصرى هم درباره خصوصيات اخلاقى و روحى دكتر بفرماييد.
شهيد چمران، انسان عادى اى نبود، از نظر علمى مقام بالايى داشت روحيه عرفانى خيلى بالايى داشت، با عشق به خدا زندگى مى كرد، شب ها نمى خوابيد، مناجات مى كرد مدام اشك مى ريخت و راز و نياز مى كرد، مدارج بالاى عرفان را طى كرده بود، او همه زندگى اش را وقف عقيده اش كرد، هيچ تعلق مادى و دنيوى نداشت، معمولاً در سال هاى آخر فرصت خوابيدن هم پيدا نمى كرد، گاهى نيمه شب به خانه ما مى آمد يكى دو ساعتى مى خوابيد تهجد مى كرد، بعد مى رفت، تهجداتش ترك نمى شد بسيار متواضع بود، كودكان را دوست داشت و مردم لبنان را هم بسيار دوست داشت.ما گاهى به مراكز آموزش يتيمان و فرزندان شهدا مى رفتيم آنجا بچه ها از سر و كول او بالا مى رفتند دكتر با آنها كشتى مى گرفت، انسان والايى بود كه جز خدا چيزى نمى ديد و به چيزى جز خدا فكر نمى كرد.
در پايان مايليم خاطره اى را از زبان شما درباره آن شهيد بزرگوار بشنويم؟
يك روز با ماشين قراضه اى درجاده هاى جنوب لبنان در حال حركت بوديم، كنار يكى از روستاها بچه اى در كنار جاده ايستاده بود و گريه مى كرد، دكتر تا بچه را ديد ماشين را متوقف كرد و بچه را بغل كرد، او در همين حال همراه با بچه شروع به گريه كردن كرد، من گفتم دكتر چرا شما گريه مى كنيد، گفت براى اين بچه. گفتم شايد كارى كرده باشد، گفت: نه اين بچه گريه مى كند به خاطر اينكه ۱۴۰۰ سال به اين بچه ظلم شده من هم به اين ۱۴۰۰ سال مظلوميت گريه مى كنم.
با تشكر از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
گفتگو: على شيرين | منبع: روزنامه جوان
|